دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 695

صفحه 695

گرفت آن طفل را دربر بیامد نزد آن لشکرتمنّا کرد آبی تا کند تر، کام عطشانش

ندانم آب، او را یا جوابی داد کس آری جوابش از کمان دادند و آب از نوک پیکانش

گلو بشکافتند از نوک پیکان گوش تا گوشش چو مرغ نیم بسمل تن بخون کردند غلطانش

همانا خون یزدان بود، خون آن شهید آری از آن افشاند بر گردون به سوی پاک یزدانش

نثار راه جانان، لعل و مرجان باید ار کردن ز خون او به کف نامد گرانتر لعل و مرجانش

فغان زان ساعتی کان طفل با قنداقه ی

خونین ز آغوش پدر بگرفت مادر روی دامانش

به گردون شیون و افغان ز خرگاه امامت شدتو گفتی آشکارا در حرم شور قیامت شد

6

در آن صحرا چو بیکس ماند شِبل «1» بوتراب آخرز دست بیکسی آورد پا اندر رکاب آخر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه