دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 704

صفحه 704

12

بیا از اشک چشم این بوستان را آبیاری کن ز خون دشمنان، ای تیغ حق صد نهر جاری کن

خزان ظلم، گلهای رسالت را فکند از پابیا بر این گلستان گریه چون ابر بهاری کن

سراسر شیعیانت سوگوارند اندرین ماتم تو ای صاحب عزا بازآ و بنشین سوگواری کن

عیال مصطفی آنگه سوار اشتر عریان برای عمّه ها و خواهران فکر عماری کن

ندارند این اسیران محرمی وقت سفر کردن بیا و دستگیریشان به هنگام سواری کن

به زاری

و فغان بنگر همه اولاد پیغمبرتو هم بر حال زار بی کسان افغان و زاری کن

بیا ای پاسدار و رهنمای عالم امکان به راه شام این درماندگان را پاسداری کن

همه چون کبک، صید چنگل بازند این طفلان رها این کبکها از چنگل باز شکاری کن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه