دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 741

صفحه 741

ندانی تو ای مرد با خشم و کین که فرموده پیغمبر راستین

حسین است جان تن روشنم ز جان و تن اوست جان و تنم

همانا نباشد تو را استوارگزین گفتِ پیغمبر تاجدار

وگرنه به جان و تن مصطفی پسندی چرا کین و جور و جفا؟

مریز این همه خون آل رسول مکش بیش از این زادگان بتول «1» ***

آغاز داستان شهادت ابو الفضل (ع):

کنون بایدم درّ ناسفته سفت کنون بایدم راز ناگفته گفت

کنون باید از غم به سر خاک بیخت کنون باید از دیده خوناب ریخت

کنون از نی دل برآرم نواسخن رانم از ساقی نینوا

چه ساقی شه تشنه کامان عشق امیر صفّ نیکنامان عشق

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه