دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 751

صفحه 751

دم آخرینم رسیدی به سرتن از بوی تو یافت جانی دگر

کنون گر رسد مرگ من باک نیست که انجام هر زنده جز خاک نیست

سه خواهش مرا هست از شهریارز راه کرم سوی من گوش دار

نخستین روانم بود تا به تن مبر سوی خیمه تن چاک من

که از کودکان توام شرمسارز ناوردن آب شیرین گوار

دگر آنکه در ماتم من منال مکن گریه اندر بر بدسگال

چو گریی تو، بدخواه خندان شودبه کین خواستن تیز دندان شود

و دیگر تو گفتی که از همرهان نماند درین روز کس زنده جان

مگر

سید الساجدین پور من که باشد پس از من امام ز من

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه