دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 752

صفحه 752

از ایدر چو رفتی به سوی حرم چنین کن سپارش بدان محترم

که چون جای کردی به یثرب دیاررها گشتی از پیچش روزگار

ز عمّت دو کودک بود در سرای به جا مانده، دل خسته بی غمزدای

تو آن نورسان را پرستار باش ز هَر بد به گیتی نگهدار باش

یتیمند مشکن دل زارشان پدروار بنگر به دیدارشان

ز گفتار او شه نبالید سخت فرو ریخت خون از مژه لخت لخت

سترد از رخ و چشم او خون و خاک ببوسیدش آن چهره ی تابناک

جوان دیده بر روی شه برگشادکشید آه و اندر برش جان بداد

خنک دوستداری که در پای یارچو جان داد، یار آردش در کنار «2»


______________________________
(1)- همان؛ ص 255- 259 و 260.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه