دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 79

صفحه 79

امام ده و دو حق کرد قسمت که هر یک پرده یی سازد ز عصمت

ده و دو پرده زان آمد پدیدارحسینی بود امّا پرده یی زار

ببرد این راه او گر مبتلا بودولی خونریز او در کربلا بود

اگر هستی تو اهل پرده ی رازازین پرده به زاری می ده آواز

بسی خون کرده اند اهل ملامت ولی این خون نخسبد تا قیامت

هر آن خونی که بر روی زمانه ست برفت از چشم و این خون جاودانه ست

چو

ذات آفتابش جاودان بودز خون او شفق باقی از آن بود

چو آن خورشید دین شد ناپدیداردر آن خون چرخ می گردد چو پرگار «3» *** این چند بیت عمق اخلاص و ارادت عطّار را نشان می دهد.

«آفتاب آسمان معرفت»:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه