دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 830

صفحه 830

گویا که هست بردن ناموس ما ثواب گویا که نیست ریختن خون ما گناه

آمد ز خیمه دختر میر عرب برون ناگاه اوفتاد بر آن

پیکرش نگاه

بر خاک تکیه کرد تنی دید ناتوان کو را به دوش ختم رُسُل بود تکیه گاه

دشمن برهنه کرده تنش را پی لباس ظالم جدا نموده سرش را پی کلاه

پس با تن شریف برادر خطاب کردوز آه آتشین دل عالم کباب کرد

10

گفت: «ای به خون تپیده مکرّم برادرم کافتاده ای به روی زمین در برابرم

آیا تو آن حسین منی، کز شرف نمودبر دوش خود سوار، ترا جدّ اطهرم؟

گر من کفن نکردم و نسپردمت به خاک معذور دار از آنکه به سر نیست معجرم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه