دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 855

صفحه 855

بر تخت زر نشسته، به کف جام می، یزیدبر پا ستاده عترت طه به کام او

تا بود روزگار، ندیده چنین الم تا چرخ کج مدار نکرده چنین ستم

6

زین حادثات قلب نبی گشته داغداردل مظهر خداست چه گویم ز کردگار

ظلمی نکرده، چرخ که گفتن توانمش یا خود توان شنید اگر می توان شمار

دشمن کسی نکشته لب آب تشنه لب با یک نفر ستیزه نیاورده صد هزار

در پیش ناقه بچه ی او را نمی کشندهرگز نبوده این ستم آیین روزگار

اطفال شه به سینه و پهلو و دست اوشد کشته ی جفای منافق به حال زار

این ظلم، کی رسیده ز کافر به کافری پیکان کجا مکیده لب طفل شیرخوار

چندین هزار زخم به یک تن که دیده است و انگه به زیر سمّ ستم گشته تار و مار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه