دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 906

صفحه 906

شد لعل دُر فشان حقیقت زمرّدین الماس کین چو بر جگر مجتبی زدند

پس در قلمرو غم و اندوه و ابتلاکوس بلا به نام شه کربلا زدند

فرمان نوخطان رکابش که خطّ محوبر نقش ماسوی ز کمال صفا زدند

دست و لا زدند به دامان شاه عشق بر هر دو عالم از ره تحقیق پا زدند

در قلزم محبّت آن شاه، چون حباب افراشتند خیمه ی هستی به روی آب

4

ترسم که بر صحیفه ی امکان قلم زنندگر ماجرای کرب و بلا را رقم زنند

گوش فلک شود کر و هوش ملک ز سرگر نغمه ای ز حال امام امم زنند

زان نقطه ی وجود حدیثی اگر کنندخطّ عدم به ربط حدوث و قِدَم زنند

آن رهبرِ عقول که صد همچو عقل پیردر وادی غمش نتوان یک قدم زنند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه