دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 91

صفحه 91

اهل بیت تو سر به سر نورندبر زمین حرّ و بر فلک حورند

وارثانند دین و علمت راحارسان گشته مریقینت را

هر که چیزی بیافت زیشان یافت گم شد آن کس که روی از ایشان تافت

دیدم از خوان آن نفیس عرب متّصل نفس کربلا به کرب

نشود جور بر چنان شاهی مگر از چون یزید گمراهی

بخت آن کس که سر به خواب کشیدتیغ بر روی آفتاب کشید

بهر خون حسین، خون یزیدبه نمی ریختند خود نسزید

که کشد بهر میر مار بچه گر بیابند از او هزار بچه

زده بر گردن عراق به تیغ گر چنان کس بود عراق دریغ

چون سزد خاک بصره جا او رابه سر عرش خاک پا او را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه