دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 911

صفحه 911

این مظهر تجلّی بی چند و چون که هست از چند و چون جراحتش افزون حسین توست

این گوهر ثمین که به خاک است و خون دفین مانند اسم اعظم مخزون حسین توست

این هادی عقول که در وادی غمش عقل جهانیان شده مجنون حسین توست

این کشتی نجات که طوفان ماتمش اوضاع دهر کرده دگرگون حسین توست»

آنگاه رو به خلوت امُّ المصاب کردوز سوز دل به مادر دل خون خطاب کرد:

9

«ای بانوی حجاز مرا بینوا ببین چون نی، نواکنان ز غم نینوا ببین

ای کعبه ی حیا به منای وفا بیاقربانیان خویش به کوی صفا ببین

نورستگان خویش، سراسر بریده سروز خون نو خطان، به سراپا حنا ببین

در خاک و خون تپان مهِ رخسارِ شه نگرزنگ جفا بر آینه ی حق نما ببین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه