دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 914

صفحه 914

بنیاد عدل و داد، بسی داده ای به بادزین پایه ی ستم که تو بنیاد کرده ای

تا داده ای، به دشمن دین کام داده ای یا خاطری ز نسل خطا شاد کرده ای

از دوده ی معاویه و زاده ی زیادتا کرده ای، به عیش و طرب یاد کرده ای

آبی نصیب حنجر سرچشمه ی حیات از چشمه سارِ خنجر فولاد کرده ای

سر حلقه ی ملوک جهان را به عدل و داددر بندِ ظلم و حلقه ی بیداد کرده ای

ای کج روش، به پرورش هر خسی بسی جور و جفا به شاخه ی شمشاد کرده ای

تا برق کین به گلشن ایمان و دین زدی آفاق را چو رعد، پر از داد کرده ای

چون شکوه ی ترا به درِ داور آورنددود از نهاد عالم امکان برآورند

12

خاموش «مفتقر» که دل دهر آب شدوز سیل اشک، عالم امکان خراب شد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه