دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 932

صفحه 932

این سروْ قامتی که زد از سوز تشنگی آتش به دجله، دود به جیحون حسین توست

این طائری که زد به روی خاک دست و پاوین ماهی ز شطّ شده بیرون حسین توست

این داغدار کز غم اکبر کشیده آه وز آه زد شراره به گردون حسین توست

این شاه بی پناه که از جور این سپاه گردید کشته با دل محزون حسین توست

این کشته ی غریب کز اوّل به سینه اش اسرار و علم حق شده مخزون حسین توست

این سروری که خفته به خاک و من از برش بی اختیار می روم اکنون حسین توست»

آنگاه قلب لشکر بدخواه آب کردوز سوز دل به مادر دلخون خطاب کرد:

10

«کای مادر عزیز، بیا حال ما ببین ما را اسیر فرقه ی دور از خدا ببین

مادر بیا که سوخت همه تار و پود مابار بلا به دوش من مبتلا ببین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه