دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 933

صفحه 933

در بند و قید خصم، اسیریم و دستگیرلختی شتاب کرده و این ماجرا ببین

بنگر که دختران تو باشند بی پناه نالان و زار از ستم اشقیا ببین

بنگر ز کعب نیزه سیاه است کتف من این تازیانه ها به سرم آشنا ببین

در دشت غم بیا و گذر کن به قتلگاه سرهای کشتگان همه از تن جدا ببین

هر گوشه سروْ قامتی افتاده روی خاک گلزار خود خزان به صف کربلا ببین»

بانگ رحیل زد به سوی کوفه ساربان نوعی که زین ندا به تکان آمد آسمان

11

ویران شوی فلک که چه بیداد کرده ای بنگر سرای ظلم که آباد کرده ای

حیرانم که از چه خانه ی ایمان کنی خراب کاخ ستمگران ز چه بنیاد کرده ای

هرگونه ظلم و جور که بوده ست در جهان از راه کین، همیشه تو امداد کرده ای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه