دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 973

صفحه 973

آن یک زبان به شکوه گشودی که ای پدروان یک فغان و ناله برآورد یا اخاه

مپسندمان به دشت بلا بی پناه و زارما را به جز تو نیست شها یار و غمگسار

دانشنامه ی شعر عاشورایی، محمد زاده ،ج 2،ص:1104

6

با دخترش سکینه بفرمود جان من با آب دیدگان مزن آتش بخرمنم

بس کن ز گریه قلب پدر را شرر مزن ترسم به گریه تو کند خنده دشمنم

کن گریه آن زمان که ز جور و جفای خصم بینی سرم ز نیزه و در خاک و خون تنم

امر شکیب و صبر زنان را نمود و گفت باید به راه دوست سر و جان فدا کنم

بدرود گفتشان و به میدان شتاب کردزین غم دل سکینه و زینب کباب کرد

7

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه