دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم جلد 2 صفحه 975

صفحه 975

بر خاک رخ نهاد و همی گفت یا اله تسلیم و راضی ام به قضایت تو خود گواه

9

از کثرت جراحت و از فرط تشنگی از هوش رفت و توش و توان دیگرش نبود

تا دیده برگشود جز از قاتل عنودبا خنجر برهنه کسی بر سرش نبود

شد کشته از جفا و ربودند جامه اش یک کهنه پیرهن به تن انورش نبود

یک عضو سالمی ز لگد کوب سمّ اسب از جور اشقیا به همه پیکرش نبود

خورشید منکسف شد و آفاق خون گریست در ماتمش سکینه ندانم که چون گریست

10

یک سوی کشتگان همه افتاده غرقه خون سوی دگر زنان و یتیمان داغدار

زینب خمیده قامت و کلثوم سینه ریش از داغ مرگ پدر و برادر در انکسار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه