دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم صفحه 121

صفحه 121

4- فما نصرته امه السّوء إذ دعالقد طاشت الإحلام منها و ظلت

5- ألا بل محوا أنوارهم بأکفهم فلا سلمت تلک الاکف و شلت «2»

6- و ناداهم جهدا بحقّ محمّدفإن ابنه من نفسه حیث حلت

7- فما حفظوا قرب الرّسول و لا رعواو زلت بهم أقدامهم و استزلت

8- أذاقته حرّ القتل امه جدّه هفت نعلها فی کربلاء و زلت

9- کما فجعت بنت الرّسول بنسلهاو کانوا کماه الحرب حین استقلت 1- بگذار هر گریه کننده ای بر اسلام بگرید. زیرا احکام و قوانین آن تباه شده و آن را مباح شمرده اند.

2- بامداد که شد حسین (ع) بر خاک افتاده بود درحالی که آماج و نشانه تیر واقع شده بود و شمشیرها از او سیر شده بودند (بدنش به وسیله شمشیرها پاره پاره شده بود)

3- جسمش پراکنده و پریشان در صحرا رها شد و تنها پرندگان آسمان بر آن سایه می افکندند.

4- امت بد هنگامی که او را دعوت کردند، یاری اش نکردند و رویای همراهی مردم کوفه به هدف نرسید.

5- با دست های خود به خاموش کردن نور آنها پرداختند. امیدوارم آن دستها سالم نماند و فلج شود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه