دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم صفحه 188

صفحه 188

129- فقل لابن سعد: عذب اللّه روحه ستلقی عذاب النّار باللعنات

130- سأقنت طول الدهر ماهبت الصباو أقنت بالآصال و الغدوات

131- علی معشر ضلّوا جمیعا و ضیّعوامقال رسول اللّه بالشّبهات «1» 126- کشته ی بی گناهی که فقدانش ما را به درد آورد و تنها مانده ای که فریاد می کرد: یاوران من کجا رفتند؟

127- من تشنه ی عطش زده ای در سرزمین غربتم و کشته ی ستم رسیده ای بی گناهم.

128- سرش را بر فراز نی زدند و خاندان پریشان و آشفته اش را به اسارت کشیدند.

129- به پسر سعد که خدا روانش را به درد آورد، بگو: به زودی عذاب دوزخ را به لعن و نفرین درخواهی یافت.

130- به روزگار دراز تا آنگاه که باد صبا وزد، بر گروهی که همگی به گمراهی فتادند.

131- و گفتار پیغمبر خدا را به شبهه انگیزی تباه کردند، در بامداد و شام بر آنان نفرین باد.

*** چون دعبل قصیده ی تائیه اش را به پایان رساند. امام رضا (ع) سه بار فرمود: آفرین!

ابو الفرج اصفهانی گوید: «این قصیده از بهترین نوع شعر و شکوهمندترین نمونه ی مدایحی است که درباره ی خاندان پیامبر (ص) سروده شده است. «2»»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه