دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم صفحه 387

صفحه 387

فاطمه (س) می رسد، یا جدّی مانند محمّد (ص) دارد. «1»» سیّد چون یاوری در روزگار ندید و آرمانهایش تحقّق نیافت که بر علیه ستمگران برخیزد و بر بیدادخواهان بشورد در اوج جوانی از اندوه ذوب شد و در بامداد یکشنبه 6 محرم سال 406 هجری در خانه اش در بغداد زندگی پرماجرا و پویا و پربرکت را بدرود گفت. برادر بزرگش سیّد مرتضی این مصیبت باورنکردنی و غیر منتظره را تاب نیاورد و به حرم جدّش امام موسی کاظم پناه برد. او را پس از غسل و کفن در منزلش در محله «کرخ» دفن کردند و به قولی پس از خراب شدن خانه اش سیّد مرتضی او را به کاظمین برده و در جوار امام موسی کاظم (ع) دفن کرده و به قول دیگری او را به کربلا برده و در کنار قبر پدرش دفن کردند. در مرگ او مرثیه های بسیار گفته اند که از همه آنها بهتر، مرثیه ی برادرش سیّد مرتضی و شاگردش مهیار دیلمی شاعر شیعی است. «2»

-*-

ابیاتی از قصیده سیّد مرتضی در سوگ برادرش سیّد رضی:

1- یا للرجال لفجعه جذمت یدی و وددت لو ذهبت علیّ برأسی

2- ما زلت أحذر وقعها حتّی أتت فحسوتها فی بعض ما أنا حاسی

3- و مطلتها زمنا فلمّا صمّمت لم یجدنی مطلی و طول مکاسی

4- لا تنکروا من فیض دمعی عبرهفالدمع غیر مساعد و مواسی

5- للّه عمرک من قصیر طاهرو لربّ عمر طال بالأدناس «3» 1- ای یاران! داد از این فاجعه ی ناگوار که بازوی مرا شکست، کاش جان مرا هم می گرفت.

2- پیوسته بیمناک و برحذر بودم، تااینکه در رسید و شرنگ مصیبت در کام من ریخت.


______________________________
(1)- الدیوان الشریف الرضی؛ ج 1، ص 407.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه