دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم صفحه 412

صفحه 412

5- هرچند از مقابله و دفاع ناتوان ماندم، بدون باخت، از معرکه جان به در بردم.

6- عجلان ألبس وجهی کلّ داجیهو البرّ عریان من ظبی و یعفور

7- و ربّ قایله و الهمّ یتحفنی بناظر من نطاف الدمع ممطور

8-: خفّض علیک فللأحزان آونهو ما المقیم علی حزن بمعذور

9- فقلت: هیهات فات السمع لائمه لا یفهم الحزن إلّا یوم عاشور

10- یوم حدی الظعن فیه بابن فاطمهسنان مطّرد الکعبین مطرور 6- با شتاب، در سیاهی شب روی نهان کردم، آنگاه که بیابان از دد و دام عریان گشت.

7- و سوز دل، اشک بر رخسارم می بارید. گوینده ای گفت:

8- آرام گیر و درد را بر خود هموار کن! زیرا برای اندوه و غم وقت بسیار است.

9- گفتم: هیهات! پندت به موقع نیست، غم و اندوه جز در روز عاشورا به دلم راه نمی یابد.

10- روزی که در آن پسر فاطمه، با ناوک تیری دو پهلو و تیز آوای رحیل برکشید،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه