دانشنامه شعر عاشورایی: انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم صفحه 418

صفحه 418

37- ألقی الزمان بکلم غیر مندمل عمر الزمان و قلب غیر مسرور

38- یا جدّ لا زال لی همّ یحرّضنی علی الدموع و وجد غیر مقهور

39- و الدمع یخفره عین مؤرّقهخفر الحنیّه عن نزع و توتیر

40- إنّ السلوّ لمحظور علی کبدی و ما السلوّ علی قلب بمحظور «1» 36- با کدام چشم سوی معالی و ارجمندی بنگرم که دیدگانم خشک شده، چاره پذیر نباشد.

37- با روزگار، با زخمی جانکاه روبرو شوم، تا عمر باقی است، و هم قلبی که خرّم و شادان نیست.

38- یا جدّاه! غم جانکاه و سوز درونم در اختیار نباشد. خواهم آبی از دیدگان بر آتش دل بیفشانم.

39- دیده ی بی خوابم خیانت کرده از ریزش اشک دریغ دارد، همچون کمان سخت که از اطاعت کماندار سرپیچد.

40- تسلّای خاطر بر دل من حرام است، با آن که بر هیچ دلی حرام نباشد.

قصیده:

1- راحل أنت و اللیالی تزول مضرّ بک البقاء

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه