کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 124

صفحه 124

در عالم رؤ یا حضرت اباالفضل (ع ) را دیدم که به بالینم آمده اند و مرا به خاطر آنکه آنها برای من توسل کرده اند شفا دادند و بحمداللّه از آن روز تا به حال همین زندگی خوبی را که می بینی دارم این بود قضیه من ، بنده به او گفتم : شما با این کراماتی که از عزاداری حضرت سیدالشهداء (ع ) دیده اید چرا شیعه نمی شوید ؟ گفت : هنوز حقانیت مذهب شیعه برایم ثابت نشده ولی به عزاداری برای حضرت سیدالشهداء (ع ) خیلی عقیده دارم و در ایام عاشوراء خودم مجلس ذکر مصیبت تشکیل می دهم و از شیعیان دعوت می کنم که در آن مجلس اجتماع کنند امید است که اگر حق با شیعه باشد از همین مجالس مستبصر شوم . و اینکه قصه ام را برای شما گفتم برای این بود که به شیعیان علاقه دارم . (42)

از تربت خون می ریزد

آقای عبدالحمید حسانی فرزند عبدالشهید حسانی ساکن فراشنید فارس نسبت به تربت امام حسین (ع ) قبلاً در داستانهای شگفت تاءلیف حضرت آیه اللّه آقای حاج سید عبدالحسین دستغیب شیرازی خوانده بود ، نقل می کند :

من و خانواده ام که سواد فارسی داشتیم این کتاب را خواندیم که روز عاشورا تربت به رنگ خون در آمده

است .

در سال اخیر قبل از محرم پدرم عازم کربلا شد و مقداری تربت خریداری کرده و آورد ، خواهرم (بنام ساره ) متوسل شد به ائمه (علیهم السلام ) تربتی که پدرم آورده بود مقدار کمی از آن را با پارچه ای از حرم آقا ابوالفضل (ع ) می پیچد و شب را احیاء می دارد(یعنی شب عاشوراء) و از ائمه و فاطمه زهراء سلام اللّه علیها می خواهد که اگر ما یک ذره نزد شما قابلیت داریم این تربت همان حالتی که آقا در کتاب نوشته اند برای ما بشود .

اتفاقا روز عاشورای گذشته بعد از نماز ظهر یک و ده دقیقه بعد از ظهر به آن نگاه می کنند و خواهر و زن برادرم آن را می بینند و یک مرتبه به گریه و زاری می افتند .

می بینند همان حالتی که آقا در کتاب نوشته اند اتفاق افتاد و تربت مزبور حالت خون پیدا کرده بود و حقیر که بعد از مسجد آمدم خودم هم دیدم و مقداری به خدمت حضرت آقای آیه اللّه العظمی دستغیب دادم .

و تربت مزبور هنوز موجود است و رنگ تربت به طور کلی جگری شده رطوبت کمی برداشته بود بعد به تدریج حالت خشکی پیدا کرده و هنوز هم باقی است با همان رنگ جگری و نظیر همین قضیه که ذکر شد .

مقداری تربت مزبور در سال 98 قمری باز در فراشبند فارس کوی مسجد الزهراء منزل مشهدی عبدالرضا نوشادی بوده و در جلسه نشان دادند به خون مبدل شده که همه آن را مشاهده کردند . (43) من در عزای تو (یاحسین ) نالم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه