کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 131

صفحه 131

گر در پی عشق یوسف زهرائی

خوش آمده ای که خانه یار اینجاست

توسل به حضرت اباالفضل (ع )

مداح اهل بیت (علیهم السلام ) آقای امیر محمّدی که خدا حوائج دین و دنیا و آخرت ایشان را عنایت کند برایم نقل فرمود :

چند روز قبل یک نفر یهودی در اصفهان یک کیسه نقره از قبیل گلدان و سایر چیزهای نقره قدیمی و پر ارزش داشته وارد اتوبوس خط واحد می گردد و روی یکی از صندلی ها می نشیند و کیسه را هم کنار پایش می گذارد و چون راه مقداری طولانی بوده او را مقدار خوابی می رباید .

وقتی چشم باز می کند مشاهده می کند که کیسه اش نیست بر سرزنان پیاده می شود . در راه به آقا قمر بنی هاشم (ع ) توسّل پیدا می کند و یک گوساله نذر می نماید (ای قمر بنی

هاشم من نمی دانم تو کی هستی اما همین را می دانم که این شیعه ها به تو توسل می کنند وتو حوائج آنها را می دهی حالا از تو می خواهم که مال و دارائیم را به من برگردانی من هم همین الان یک گوساله نذر تو می کنم . )

می گفت : آمد درب مغازه قصابی پول یک گوساله را به او می دهد و می گوید : این گوساله را ذبح کن و به فقراء و مستمندان و مستضعفان بده و بگو نذر آقا ابوالفضل (ع ) است .

می گوید : فردای آن روز آمدم درب مغازه نشسته بودم و در فکر بودم یک وقت دیدم یک نفر وارد شد و دو گلدان نقره دستش است و می گوید : آقا اینها را می خری ؟

نگاه کردم دیدم گلدانهای نقره خودم است گفتم : اینها خوب نقره هائی است و قیمتش خیلی است من می خواهم اگر باز هم داری با قیمت خوب از شما می خرم .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه