کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 132

صفحه 132

گفت : بله دارم اما در منزل است ، گفتم : خوب نمی خواهد بیاوری می ترسم برایت اسباب زحمت شود و دکاندارهای دیگر بفهمند و ترا اذیت کنند ، تو آدرس منزل را بده من خودم با شاگردم می آیم ، آدرس را به من داد و رفت من هم رفتم کلانتری یک پلیس مخفی را که یکی از رفقا بود جریان را به او گفتم و او را با خود سر قرار و آدرس بردم .

درب را زدم آمد درب را باز نمود ما را به زیر زمین منزلش برد دیدم همان کیسه

خودم است .

به پلیس گفتم : همان کیسه خودم است و اسلحه اش را در آورد او را دستگیر کرد و به کلانتری برد .

من هم کیسه نقره ام را برداشتم و به مغازه بردم . . ای مسلمانها و ای شیعه ها قدر آقای خود حضرت ابوالفضل را داشته باشید که آقا خیلی کارها از دستشان بر می آید . (47) ساقی لب تشنگان میرو علمدار حسین

ای ابو فاضل توئی یار و سپهدار حسین

خیمه ها بی آب و طفلان از عطش افسرده اند

یک نظر کن کودکان از تشنگی پژمرده اند

حسین (علیه السّلام ) از عذاب نجاتش داد

شهید بزرگوار متقی عالم و عارف ربانی استاد اخلاق آیه اللّه دستغیب در یکی از کتابهای پربهای خود(گنجینه ای از قرآن ) فرمود : یکی از علماء در حدود بیست سال پیش برای بنده نقل فرمود که یکی از شیوخ عرب در عراق مُرد .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه