کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 133

صفحه 133

در خواب دیدند که معذب است و با غل های آتشین در محضر آقا امیرالمؤ منین (ع ) حاضرش کردند حضرت از او پرسیدند : در دنیا چه عملی داشتی ؟

گفت : خرابکاری داشتم ولی کارهای خوب هم داشته ام مثلاً مردم رابه خیرات وامی داشتم و به مجالس روضه خوانی دعوت می کردم .

حضرت فرمود : آری ولی مردم را به رودربایستی وادار می کردی .

عرض کرد : بلی ولی جلال شما را با این کار ظاهر می کردم .

حضرت فرمود : غرضت آن بود که ریاستت محفوظ بماند ، عرض کرد : صحیح است که من یک عمل صالح و خالص نداشتم ولی شما خودتان شاهدید که در دلم خوش داشتم نام شما بلند شود عزای حسینت (ع

) بر پا گردد .

حضرت فرمود : پس حسابت با حسین (ع ) است یعنی باید از باب الحسین وارد گردی و گرنه از طریق عدل راهی برایش نیست .

گفت : دیدم در گوشه ای حضرت سیدالشهداء(ع ) قرار گرفته این شیخ عرب را نزد آقا آوردند .

حضرت فرمود : (خلوه ) او را رها کنید . (48) یا حسین جانها فدایت

جان به قربان وفایت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه