کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 138

    صفحه 138

    شب جمعه دیگر موعد من است چنانچه نگرفتم دیگر به زیارتت نخواهم آمد پس از مراجعت به نجف اشرف هفته دیگر بنا به مرسوم خودش به جانب کربلا رهسپار گردید همچون که به وادی ایمن کربلا رسید و چشمش به گنبد مطهر افتاد گفت : آقا حالا که حاجت مرا روا نساختی و یک هفته منقضی شد من هم به زیارتت نمی آیم و از همانجا برگشت خسته و مانده وارد نجف شد خواست به حرم علی (ع ) برود قارد نبود گفت : صبح می روم .

    اول آفتاب طلبه ای از طرف مرحوم شیخ با عجله آمد و گفت : شیخ شما را پیغام داده که حتما قبل از تشرف به حرم امیرالمؤ منین (ع ) نزد من بیا زیرا امر واجبی در کار است طلبه هم خدمت مرحوم شیخ رفت .

    مرحوم شیخ فرمود : حضرت امام حسین (ع ) به من امر کرده که به وضع تو رسیدگی کنم و رضایتت را به عمل آورم قبل از اینکه به حرم مشرف شوی .

    مبادا شکایت حسین را به پدرش بنمائی .

    سپس شیخ خانه ای برای او خریداری نمود و یکی از تجار را طلبید

    و در خواست کرد که دخترش را جهت شخص طلبه مزاوجت نماید خلاصه به توسط توسل به آقا امام حسین (ع ) به هر دو حاجت خود رسید . (49) مهر تو شد روضه جنات ما

    کوی تو شد عرش و سماوات ما

    گشت مُعلّی از تو کرب و بلا

    روا شد از سوی تو حاجات ما

    قبله عشاق همه عالمی

    کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
    نرم افزار موبایل کتابخانه

    دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

    دانلود نرم افزار کتابخانه