شب جمعه دیگر موعد من است چنانچه نگرفتم دیگر به زیارتت نخواهم آمد پس از مراجعت به نجف اشرف هفته دیگر بنا به مرسوم خودش به جانب کربلا رهسپار گردید همچون که به وادی ایمن کربلا رسید و چشمش به گنبد مطهر افتاد گفت : آقا حالا که حاجت مرا روا نساختی و یک هفته منقضی شد من هم به زیارتت نمی آیم و از همانجا برگشت خسته و مانده وارد نجف شد خواست به حرم علی (ع ) برود قارد نبود گفت : صبح می روم .
اول آفتاب طلبه ای از طرف مرحوم شیخ با عجله آمد و گفت : شیخ شما را پیغام داده که حتما قبل از تشرف به حرم امیرالمؤ منین (ع ) نزد من بیا زیرا امر واجبی در کار است طلبه هم خدمت مرحوم شیخ رفت .
مرحوم شیخ فرمود : حضرت امام حسین (ع ) به من امر کرده که به وضع تو رسیدگی کنم و رضایتت را به عمل آورم قبل از اینکه به حرم مشرف شوی .
مبادا شکایت حسین را به پدرش بنمائی .
سپس شیخ خانه ای برای او خریداری نمود و یکی از تجار را طلبید
و در خواست کرد که دخترش را جهت شخص طلبه مزاوجت نماید خلاصه به توسط توسل به آقا امام حسین (ع ) به هر دو حاجت خود رسید . (49) مهر تو شد روضه جنات ما
کوی تو شد عرش و سماوات ما
گشت مُعلّی از تو کرب و بلا
روا شد از سوی تو حاجات ما
قبله عشاق همه عالمی