کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 155

صفحه 155

چون وفات کرد قوم و خویشان او حسب الوصیه او را غسل داده و کفن نمودند و در تابوتی گذاردند و به سوی نجف حمل کردند .

شب حضرت امیر(ع ) به خواب بعضی از خدامان حرم خود آمدند و فرمودند : فردا صبح نعش یک فاسقی را از بغداد می آورند که در زمین نجف دفن کنند بروید و مانع این کار شوید و نگذارید او را در جوار من دفن کنند .

فردا که شد خدام حرم مطهر یکدیگر را خبر کردند رفتند بیرون دروازه نجف ایستادند که نگذارند نعش آن فاسق را وارد کنند هر قدر انتظار کشیدند کسی را نیاوردند .

شب بعد باز در خواب دیدند حضرت امیر(ع ) را که فرمود : آن مرد فاسق را که شب گذشته گفتم نگذارید وارد شوند فردا می آیند بروید به استقبال او ، و او را با عزّت و احترام تمام بیاورید و در بهترین جاها دفن کنید .

گفتند : آقا شب قبل فرمودید نگذارید و حالا می فرماید بهترین جاها دفن شود ! ؟

حضرت فرمود : آنهائیکه آن نعش را می آوردند شب گذشته راه را گم کردند و عبورشان به زمین کربلا افتاد باد وزیده خاک و غبار زمین کربلا در تابوت او ریخته از برکت خاک کربلا و احترام فرزندم حسین (ع ) خداوند از جمیع تقصیرات او گذشته و او را

آمرزید و رحمت خود را شامل حالش گردانیده . (57) حریم کعبه عشق است آستان حسین

محیط جوهر عشق خداست جان حسین

چراغ هیچ کس اَر تا به سحر نمی سوزد

جهان فروز بود نور جاودان حسین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه