کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 178

صفحه 178

وقتی که صاحب خانه یعنی شوهر آن زن به خانه آمد و خیلی گرم خوش آمد گفت و از پذیرائی اهل خانه نسبت به آنها سئوال کرد ؟ خیلی اظهار امتنان نمودند فقط در باره این نکته سئوال کردیم که چرا خانواده شما عنوانیکه جهت ما قائل شده اند خادم العباس است در حالیکه ما از خدام حضرت عباس (ع ) نیستیم .

صاحب خانه بیان کرد که آقایان همسر بنده نهایت احترام را از برای شما قائل شده اند زیرا او یک داستان عجیبی راجع به حضرت اباالفضل (ع ) دارد روی همین اصل هر کس را که بخواهد عنوانی جهتش قائل شود او را خادم العباس می گوید .

فرزند این جانب به مرض صعب العلاجی مبتلا گردیده بود که همه دکترها از معالجه او عاجز ماندند .

ما دسته جمعی به کربلا مشرف شده و طفل مانرا که یکتا پسر مورد علاقه همه بود به ضریح مطهر حضرت اباالفضل (ع ) بستیم و برای او ناله

و گریه و دعای بسیار نمودیم ولی نتیجه نگرفتیم و به فاصله کمی طفلمان از دنیا رفت و جان تسلیم کرد .

در این وقت عیال من مادر همان طفل کاری کرد در حرم مطهر که تمام زوار بی اختیار به حالش گریان شدند به قسمی که صدای ضجه از میان جمعیت برخاست فقط فریاد می زد ای اباالفضل تو باب الحوائج بودی من فرزندم را در پناه تو قرار دادم و برای شفای طفلم در خانه تو آمدم عجب شفایش دادی بجای شفا بچه ام را کشتی .

در همین وقت جوانی وارد شد و بر ما سلام کرد و فورا صاحب خانه متوجه ما شد و گفت : آقایان این جوان همان طفل مریض مذکور است که مجددا خدا او را زنده گردانیده و البته بقیه احوال را می گذارم تا از خودش سئوال کنید و رو به جوان کرد و گفت : بقیه را خودت بگو .

جوان گفت : بلی من در کنار ضریح قبض روح شدم و روح من داشت بالا می رفت بین آسمان رسیدم به انواری چند که کسی گفت : اینها انوار محمّد و آل محمّد(علیهم السلام ) هستند .

یکی از آنها خاتم الانبیاء (ص ) و یکی علی مرتضی (ع ) و دیگری فاطمه زهرا (علیهاالسلام ) و دیگری حسن مجتبی (ع ) و یکی حضرت سیدالشهداء (ع ) می باشد سپس نور دیگری که گفتند : این قمر بنی هاشم (ع ) است .

آقا حضرت اباالفضل (ع ) آمد نزد حضرت امام حسین (ع ) و تقاضا نمود که آقا شما ببینید این زن ، مادر طفل در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه