کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 188

صفحه 188

آمیخته با عشق حسینی گل ماست

ما یکدله در صراط مولا هستیم

در روز جزا شفاعتش حاصل ماست

کار سقائی را پیش گرفت

در شهر کربلا سقائی بود به نام حاج محمّد علی که شاید فعلاً هم زنده باشد ، این

مرد در اطراف حرم مطهر حضرت امام حسین (ع ) مشغول سقائی بود و روزی شرح حال زندگی خود را بیان کرد .

گفت : من قبلاً شغلم سقائی نبود بلکه درب صحن مطهر امام حسین (ع ) مشغول عطاری بودم در نزدیکی خیمه گاه وبسیار کار و بارم خوب بود و مقدمه خوبی کار من این شد که وقتی که اطراف حرم را کندند به خاطر تعمیر ضریح مطهر من قدری تربت اصل تهیه نمودم و شروع کردم به فروختن آن و هر مثقالی یک لیره عثمانی قیمت نهادم .

به خاطر آن کار کم کم شهرتی پیدا کردم به قسمی که حتی از نقاط و شهرهای اطراف می آمدند به نشانی معین از من تربت خریداری و به این وسیله کار من خوب شد .

روزی در حرم مطهر حضرت اباعبداللّه (ع ) بودم دیدم مردی آمد و فریاد می زند که یا امام حسین پول مرا دزدیدند این چه وضعی است حالا من چه کنم .

من هم گفتم : یا امام حسین راست می گوید چرا باید این طور به سرش بیاید چرا دزد را تحویل نمی دهی .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه