کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 189

صفحه 189

همان شب در عالم رؤ یا حضرت سیدالشهداء(ع ) را دیدم به من فرمود : اگر بخواهم دزد را معرفی نمایم خود تو هم دزد هستی خاک مرا می دزدی و به قیمت گزافی می فروشی آیا درست است ؟ به چه مجوزی این ثروت را از این راه درآوردی ؟

حالا صبح برو آن گدای درب صحن را از جایش بلند کن سنگی زیر اوست آن سنگ رابردار اموال زیادی از زوار دزدیده شده و در آنجا

پنهان است بردار و مال این مرد هم روی آنهاست به صاحبش رد کن .

صبح برخاستم و موضوع را با کفشداری در میان گذارده و با عده ای به سراغ آن وسائل رفته و او را از جایش بلند کرده و سنگ را برداشتیم و اموال را مشاهده کرده و تمامش را به صاحبان آن رد کردیم .

و خود من هم اعلان کردم هر که پولی بابت تربت به من داده است بیاید بگیرد یا بجای آن هر چه می خواست جنس بردارد به همان میزان همه را رد کردم و آنهائیکه از ولایت دور آمده و از من خریداری کرده بودند به همان مقدار از علماء سئوال کردم بنا شد اجناس را فروخته و رد مظالمش را بدهم همه را رد کردم و خودم به سقائی مشغول شدم . (69) عاشقان را آرزو باشد گل روی حسین

گل گرفته عطر خود از تربت کوی حسین

سر گذاریم از ره اخلاص هنگام نماز

بهر نزدیکی به حق بر خاک گلبوی حسین

بی احترامی به مُهر تربت

مرحوم حاج میرزا حسین نوری رضوان اللّه علیه فرمود :

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه