کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 195

صفحه 195

تا مگر دست دهد باز سوی خیمگه آئی

گره کار تو نگشود چو از دست همانا

خواستی تا مگر آن عقده ز دندان بگشائی

هیچ سقّا نشنیدیم که لب تشنه دهد جان

جز تو ای شاه که سقاّی یتیمان ز وفائی

چشم امید صغیر است به سوی تو و خواهد

که به سویش نظری هم تو ز رأ فت بنمائی

عباس انگشتم را قطع کرد

سید بزرگوار و جلیل القدر آقا نصراللّه مدرس حائری رضوان اللّه تعالی علیه می فرمود :

که روزی در میان خدام در صحن آقا حضرت اباالفضل (ع ) بودم دیدم مردی از حرم شتابان بیرون رفت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه