کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 196

صفحه 196

و با دستش انگشت کوچک دست دیگر را گرفته بود که خون نریزد ولی خون از آن می ریخت .

او را نگاه داشتم که بپرسم چه شده ؟ گفت : عباس انگشتم را قطع کرده رفتم داخل حرم دیدم انگشت مقطوع او به پنجره ضریح معلق و مانند اینست که از مرده قطع شده و خون در آن دیده نمی شود .

فردای آن روز دانستیم که آن مرد اهانت به ساحت مقدس حضرت اباالفضل (ع ) نموده و آن اهانت سبب قطع انگشت وی شده . (72) مادر سر خود عشق تو داریم عباس

جان را به ره تو می سپاریم عباس

هرگاه دری به روی ما بسته شود

رو بر در و درگاه تو آریم عباس

به ولایت اقرار کن

علامه شیخ حسن دخیل برای مؤ لف کتاب العباس نقل نموده :

در موسم گرما بعد از زیارت اباعبداللّه (ع ) به زیارت اباالفضل (ع ) مشرف شدم سوای خادمی در حرم زائری نبود .

پس از زیارت و خواندن نماز ظهر و عصر در عظمت قمر بنی هاشم (ع ) فکر می کردم که ناگاه دیدم بانوی محجوبه ای با پسرش به طواف مشغولند پشت سر آنها مردی بلند قامت به هیبت اکراد که به آن دو مربوط بود نه مانند شیعه زیارت می خواند و نه مانند اهل تسنن فاتحه می خواند پشت به قبر مطهر کرده و به شمشیرها و خنجرها و اشیاء آویزان آن در حرم نگاه می کرد هیچ توجه به عظمت صاحب حرم و رعایت احترام آن بزرگوار نداشت از گمراهی و بی ادبی این تاریک دل و صبر آقا در تنبیه او در شگفت بودم .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه