کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 208

صفحه 208

در همان حال کاءنّه ملهم شدم که قدری از آن گلهایی که به سر و صورت اهل عزا مالیده شده به چشم خود بکشم و لذا مقداری از گلهای سر شانه یک نفر از اهل عزا به نحوی که کسی متوجه نشد گرفتم و به چشم مالیدم فوراً در چشم احساس تخفیف درد کردم و به این نحو چشم من رو به بهبودی گذاشت . تا اینکه به کلی کسالت آن رفع شد و بعداً هم در چشم خود نور و جلائی دیدم که خط بسیار ریز را می دیدم و ابداً محتاج به عینک نگشتم و در چشم معظم له در سن هشتادو نه سالگی ابدا اثر ضعف دیده نمی شد و اطباء حاذق چشم اظهار تعجب نمودند که ممکن نیست چشم شخصی که مادام العمر ازچشم خود به این اندازه استفاده خواندن و نوشتن برده باشد باز در سن هشتاد و نه سالگی محتاج به عینک نباشد . (76) من که از کودکی عاشق رویت شدم

کن قبولم که من زنده به بویت شدم

چون شدم ریز خوار خوان احسان تو

زان جهت من سگ حلقه به گوشت شدم

حاصل عمر من جمله حسین جان توئی

از همان کودکی خادم کویت شدم

شیر با اشک چشم مادرم خورده ام

تا به پیری

چنین تشنه جویت شدم

دستگیری نما پیر غلام تواءم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه