کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 211

صفحه 211

(انگشت بزرگ پایم ) را بسته اند .

دستم را برای برداشتن چیزی بلند کردم شنیدم می گویند ساکت شوید گریه نکنید که بدن حرکت دارد آرام شدند رواندازی که بر روی من انداخته بودند برداشتند و چشمم را گشودند و پایم را فوری باز کردند ، با دست اشاره به دهانم کردم که به من آب بدهند آب به دهانم ریختند کم کم از جا برخاستم و نشستم .

تا پانزده روز ضعف و کسالت داشتم و به حمداللّه از آن حالت به کلی خوب شدم این موهبت به برکت مولایم آقا سیدالشهداء(ع ) بود آری به خدا . (77) ای حسین جان عاشق روی تواءم

ای حسین جان زنده با بوی تواءم

ریزه خوار خوان احسانت شدم

ای حسین جان تشنه جوی تواءم

استخونی گر دهی بر من رواست

ای حسین جان من سگ کوی تواءم

روز و شب چشمم به راه کربلاست

ای حسین جان دیده بر سوی تواءم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه