کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 216

صفحه 216

چرا در مصائب حسین مرثیه نمی گوئی بگو تا خدای متعال چشمت را شفادهد .

در همان وقت حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها حاضر گردید و فرمود وصال اگر شعر مصیبت گفتی شرطش آن است که اول از حسنم شروع کنی زیرا فرزندم حسن خیلی مظلوم است .

صبح که شد وصال شروع کرد دور خانه قدم زدن و دست به دیوار گرفتن و این شعر را گفت :

در تاب رفت و طشت ببر خواند و ناله

کرد

آن طشت را از خون جگر باغ لاله کرد

نیم دوم شعر را که گفت چشمانش روشن و بینا شدند سپس گفت :

خونی که خورد در همه عمر از گلو بریخت

دل را تهی ز خون دل چند ساله کرد

زینب کشید معجر و آه از جگر کشید

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه