کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 220

صفحه 220

که تنها مرد میدانش حسین است

زمین نینوا هر دم بهار است

چمن پیرای بستانش حسین است

گرش خون خدا خوانم عجب نیست

خدا را اصل قربانش حسین است

بگو اهریمنان کرببلا را

که این صحرا سلیمانش حسین است

مؤ ید را چه غم باشد ز محشر

که پوزش خواه عصیانش حسین است

مجلسی ، روضه وداع بخوان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه