کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 28

صفحه 28

دوش بگفتم بسینه در تو چه باشد

گفت ندانی دل است و جای حسین (ع ) است

داری اگر آرزوی جنت و غلمان

جنّت و فردوس کربلای حسین (ع ) است

در بروی عزادارن باز گردید

عالم ربانی استوره تقوا معلم اخلاق ، مخلص اهلبیت عصمت و طهارت و ولایت (صلوات اللّه علیهم اجمعین ) شهید محراب آیه اللّه سید عبدالحسین دستغیب (رضوان اللّه تعالی علیه ) نقل فرمود :

در اوقات مجاورت در نجف اشرف در ماه محرم سنه 1358 از طرف حکومت وقت عراق اکیدا از قمه زدن و سینه زدن و بیرون آمدن دسته جات منع شده بود .

شب عاشورا برای اینکه در حرم مطهر و صحن شریف سینه زنی نشود از طرف حکومت عراق اول شب درهای حرم و رواق را قفل کردند و همچنین درهای صحن را . آخرین دری را که مشغول بستن آن بودند در قبله بود که یک لنگه آنرا بسته بودند که ناگهان جمعیت دسته سینه

زن هجوم آوردند وارد صحن شده و رو بحرم مطهر آوردند درها را بسته دیدند در همان ایوان مشغول عزاداری و سینه زنی شدند .

ناگهان عدّه ای شُرطی (پلیس ) با رئیس آنها آمده و آن رئیس با چکمه ای که به پا داشت در ایوان آمده و بعضی را می زد و امر کرد آنها را بگیرند سینه زنها بر او هجوم آوردند و او را بلند کرده و در صحن انداختند و سخت او را مجروح و ناتوان ساختند و چون دیدند ممکن است قوای دولتی تلافی کنند و بالا خره مزاحمشان شود با کمال التجاء و شکستگی خاطر همه متوجه درِ بسته حرم شده و به سینه می زدند و می گفتند (یا عَلی فُکِّ الْبابَ) یا علی باز کن در را ، ما عزاداران فرزندت حسینیم (ع ) .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه