کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 32

صفحه 32

چون آن پارچه را به زمین گذاشتند آن مرد نشست و بعد بر خواست و راه رفت چنانچه گوئی از بند رهائی و نجات یافت . (10) ای که بر درگه حقّ عزّت و جاهی داری

بود آیا که به عشاق نگاهی داری

خاک پا را نظری از سر رحمت انداز

تو سلیمانی و موری سر راهی داری

گریه حضرت زهرا (س ) برای حسین (ع )

متقی ولائی و اهل دانش و دین شمس المحدثین حسینی فرمود که : برای ما نقل نمود معاصر جلیل حاج شیخ محمّد طاهر روضه خوان شوشتری که از متدیّنین و موثّقین در نجف اشرف است .

من در طفولیت که به سنّ دوازده سالگی بودم در شب دوشنبه ای ساعت شش از شب گذشته بود به اتّفاق پدرم به مجلسی از مجالس عزاداری امام حسین (ع ) رفتیم که پدرم روضه بخواند چون وارد آن مجلس شدیم ، صاحب مجلس (که مشهدی رحیم نام داشت ) اعتراض کرد به پدرم که چرا دیر آمدی مردم در این وقت نمی آیند و باید ابتداء مجلس را زودتر قرار دهیم . از اعتراض او پدرم دلش شکست و گفت ای مشهدی رحیم بدانکه پیغمبر (ص ) علی و حسن و حسین (علیهم السلام ) حاضرند و سوگند یاد می کنم که بی بی فاطمه زهرا سلام اللّه علیها و فرزندان معصومش (علیهم

السلام ) حاضرند شما غم نخورید انشاءاللّه تا هفته آینده مجلس شما بهتر و مرتب تر از این خواهد شد .

پس پدرم با دل شکسته (از سخنان صاحب مجلس ) منبر رفت و مشغول به خواندن مصیبت شد تا شروع به خواندن مصیبت کرد و رسید به به خواندن اشعار دعبل ابن علی خزاعی در آن وقت من در طرف راست منبر نشسته بودم که ناگاه پدرم رسید به این بیت :

افاطم لو خلت الحسین مجدلا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه