کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 89

صفحه 89

پس از عنایتی که حضرت سیدالشهداء (ع ) به من عنایت کردند و مفاتیح را فرا گرفتم اینک به آن حضرت متوسل شدم که چون چنین عنایتی را فرمودید خوب است توانائی قرآن را به من مرحمت فرمائید .

شبی آن حضرت را در خواب دیدم پنچ دانه رطب دانه دانه بمن مرحمت فرمود و بنده هم می خوردم و طعم و عطرش قابل وصف نیست و فرمود می توانی قرآن بخوانی .

پس از آن این قرآن مجید را شخصی از مصر برایم هدیه آورد و من مرتب از آن می خوانم . (34) ما از خم حسین قدح نوش گشته ایم

در عشق او فتاده و مدهوش گشته ایم

تا شاد و رو سفید در آئیم روز حشر

در سوگ او غمین و سیه پوش گشته ایم

مقام و سلطنت حسین (ع )

مرحوم آقای سید محمّد تقی گلستان (مدیر روزنامه گلستان سابق ) نقل نمود :

در اوائل سن جوانی چند همسال و با هم یک دل و یک جهت بودیم و دورانی داشتیم ، هر شبی در منزل یکی از دوستان می رفتیم و با هم بودیم .

یکی از آنان پدرش حسینی بود یعنی به حضرت سیدالشهداء (ع ) سخت علاقمند بود و در تعزیه و گریه و زاری بر آن حضرت بی اختیار بود تا جائیکه شبی که نوبت میهمانی پسرش بود می گفت : من راضی نیستم در منزل من بیائید مگر اینکه روضه خوانی هم بیاید و ذکری از حضرت سیدالشهداء (ع ) کند .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه