کرامات الحسینیه جلد اول صفحه 90

صفحه 90

و لذا هر شبی که نوبت آن رفیق بود مجلس ما به تعزیه و روضه خوانی تبدیل می گشت .

پس از

چندی آن پیر مرد محترم مرحوم شد مرگش همه ما را ناراحت کرد تا اینکه شبی در عالم رؤ یا او را دیدم و متفکر شدم که مرده است و هر کس انگشت ابهام (شست ) مرده را بگیرد هر چه از او بپرسد جواب می گوید .

لذا ابهام او را گرفتم و گفتم تو را رها نمی کنم تا برایم حالات خود را از ساعت مرگ تا کنون را نقل کنی .

حالت ترس و لرز شدیدی بر او دست داد و گفت نپرس که گفتنی نیست ، چون از گفتن حالش ماءیوس شدم ، گفتم : پس چیزی را که در این عالم فهمیدی برایم بگو تا من هم بدانم .

گفت : برایت بگویم امام حسین (ع ) را که در دنیا یادش می کردیم نشناختیم اینجا که آمدم مقام و سلطنت و عزت او را مشاهده کردم و طوری است که آن را هم نمی توانم به تو بفهمانم جز اینکه خودت بیائی در این عالم ببینی . (35) محفل هر دوست گفتگوی حسین است

مقصد هر شیعه خاک کوی حسین است

کوثر و انهار و سلسبیل بهشتی

رشته آب فرات جوی حسین است

روشنی مهر و مه ، ثوابت و سیار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه