کرامات الحسینیه جلد دوم صفحه 108

صفحه 108

چو می خواهی در آن عالم نسوزی

همان بهتردر این عالم بسوزیم

شفای ریه

یکی از وعاظ محترم ایران که من خودم شاهد کسالت سخت ریوی او بودم واطبّاء ایران از معالجه اش ماءیوس شده بودند و پوست بدنش به استخوانهایش چسبیده بود و آخرین خون بدنش از حلقومش بیرون می آمد و قسمت عمده ریه اش فاسد شده بود و او را می خواستند

برای معالجه بااسرع وقت به بیمارستان شوروی در مسکو ببرند ، ناگهان بدون آنکه او را معالجه کنند خود من آقای سید حسن ابطحی شاهد بودم که پس از چند روز شفای کاملی پیدا کرد . وقتی علّت شفای او را از او سؤ ال کردم گفت : آخرین شبی که صبحش بنابود مرا به مسکو ببرند و می دانستم که یا در راه و یا در همان مملکت کفر از دنیا میروم ، منتظر شدم تا برادرم که پرستاری مرا به عهده داشت از اتاق بیرون برود ، وقتی بیرون رفت در همان حال ضعف رو به طرف کربلا کردم و حضرت سید الشهداء ع را مورد خطاب قرار دادم وگفتم : آقا یادتان هست که به منزل فلان پیرزن رفتم وروضه خواندم وپول نگرفتم و نیّتم تنها و تنها رضایت خدای تعالی و شما بود ؟ ! و بالاخره چند قلم از این قبیل اعمالی که بااخلاص انجام داده بودم متذکر شدم و در مقابل آن اعمال شفایم را از آن حضرت خواستار شدم ناگهان دیدم در اتاق باز شد و حضرت سیدالشهداء و برادرشان حضرت ابوالفضل ع وارد اتاق شدند .

حضرت سیّد الشهداء ع به حضرت ابوالفضل العباس ع فرمودند برادر بیمار ما را معالجه کن ، ایشان هم دستی به صورت من تا روی سینه ام کشیدند و از جا حرکت کردند و رفتند . من بعد از آن احساس سلامتی کردم که دیگر احتیاجی به دکتر و بیمارستان نداشتم و این چنین که ملاحظه می کنید صحیح و سالم گردیدم . (43) یاحسین ای که شد از مهر تو کامل

دینم

بسته دام تو هست این دل مهر آئینم

عَلَم افراختم از فخر بر این چرخ بلند

تا تو کردی بعلمداری خود تعیینم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه