کرامات الحسینیه جلد دوم صفحه 28

صفحه 28

ماءیوس از معالجه

دانشمند محترم حضرت حجه الاسلام حاج آقای لنگرودی فرمود : یکی از مطالبی که از مسموعات حقیر است و قطعا واقعیت دارد اینست که در حدود ده سال قبل شخصی ثقه و راستگو که معروف به سردار بود و حدود صدسال از عمرش میگذشت و فعلا برحمت ایزدی پیوسته خدای رحمتش کند برای بنده نقل میکرد : روزی دخترم مرض سختی گرفت بطوریکه تمام دکترهای حاذق تهران از معالجه اش ماءیوس شدند و از دادن نسخه خودداری کردند ولی در اثر شدت علاقه نتوانستم از او دل برگیرم و از طرفی چون محبت محمد و آل محمد ص در سرشت و نهادم بود روزی باقلبی شکسته و پریشان دراطاق خلوتی نشستم و یک استکان بدست گرفته و یک یک از مصائب حضرت سید الشهداء اباعبداللّه الحسین ع را بیاد می آوردم متاءثر شده و در حال تاءثر گاهی بیاد علی اکبر و ناکامی او و گاهی بیاد علی اصغر و تشنه کامی او و گاهی بیاد حضرت زینب و پریشانی او و گاهی

بیاد ابوالفضل و ناامیدی او و . . . . تا اینکه اشکم سیل آسا جاری گردید ، موقع را مغتنم شمرده استکان را زیر دیده گانم قرار دادم و اشکها را در استکان جمع نمودم ، بعد از این عمل ببالبین دختر مریضم آمده و با قاشق کوچکی از همان اشک چشم که در راه مصائب حضرت امام حسین ع ریخته بودم در دهان مریضه ریختم طولی نکشید که دوچشم باز کرده و بمن سلام کرد ، پرسیدم حالت چطور است ؟ گفت قلبم روشن شده از آن روز به بعد بحمد اللّه کم کم کسالت او مرتفع گردید و شفای کامل نصیبش شد منهم شکرانه چنین موهبتی را بجای آورده و از نگرانی واندوه نجات یافتم . (15) ای که بر درد دل عاشق بیچاره دوائی

پسر فاطمه و سبط رسول دوسرائی

نور چشمان علی ونبی و حضرت خاتم

کشتی راه نجات تو و مصباح هدائی

فخر دین ، نور مبین ، شافع امت ، یم رحمت

به حیات وبه ممات و به صراط و به جزائی

نَبی ات خواند حسین از من و من هم زحسینم

جان پیغمبر و قلب علی و خون خدائی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه