کرامات الحسینیه جلد دوم صفحه 53

صفحه 53

عاشقم عاشق به طوف کربلایت یاحسین

من که هستم سائل و هستی تو ارباب کرم

یک نظر کن از عنایت بر گدایت یا حسین

روزوشب چشم انتظارم تا رسد وقت سفر

همچو مرغی پرکشم اندرهوایت یاحسین

ریزه خوارخوان احسان توبودم همه عمر

گربلب دارم کنون مدح و ثنایت یاحسین

شفای مفلوج

شهید محراب حضرت آیه اللّه دستغیب رضوان اللّه تعالی علیه از عالم بزرگوار السید الزاهد العابد مولانا حاج سید فرج اللّه بهبهانی رضوان اللّه تعالی علیه که در سفر حج توفیق ملاقات ایشان نصیبش شده بود چنین نقل می کند : شنیدم که در منزل ایشان در مجلس تعزیه داری حضرت سید الشهداء ع معجزه واقع شده پس از خدمت ایشان تقاضا و خواهش نمودم که معجزه واقعه را برای بنده بنویسند و آن بزرگوار جریان معجزه را بطور مشروح با خط خود مرقوم داشته و برای اینجانب ارسال فرمودند و اینک نظر خوانندگان محترم را به عین نوشته ایشان که در ذیل می آید جلب می نمایم شخصی بنام عبداللّه مسقط الراءس او جابرنان است از توابع رامهرمز ، ولی ساکن بهبهان است و این مرد در تاریخ 28 شهر محرم الحرام سنه 1383 قمری از یک پا مفلوج گردید و قدرت بر حرکت نداشت مگر به وسیله دو چوب که یکی را زیر بغل راست و دیگری را زیر بغل چپ می گذاشت و با زحمت اندک راهی می رفت و از مؤ منین در حق معاش او کمک می شد . تا اینکه مراجعه کرده بود به دکتر غلامی و ایشان جواب یاءس داده بودند و بعدا

آمد نزد حقیر که وسیله حرکتشان را به اهواز فراهم آورم وسائل حرکت بحمداللّه فراهم گردید خط سفارشی به محضر آیه اللّه بهبهانی ارسال و آنجناب هم پذیرائی فرمود و او را نزد دکتر فرهاد طبیب زاده پزشک بیمارستان جندی شاپور ارسال داشته پس از عکس برداری و مراجعه اظهار یاءس کرده و گفته بود پای شما قابل علاج نیست و در وسط زانویتان غده سرطانی مشاهده می شود باخرج خود او را به بیمارستان شرکت نفت آبادان انتقال می دهد آنجا هم چهار قطعه عکس از پایش برداشتند و اظهار داشتند علاج شدنی نیست با این حالت برمیگردد به بهبهان و عبداللّه مرقوم میگوید : در خلال این مدت خوابهای نوید دهنده می دیدم که قدری راحت می شدم تا اینکه شبی در واقعه دیدم وارد منزل بیرونی شما شده ام و شما خودتان آنجا نیستید ولی دو نفر سید بزرگوار نورانی تشریف دارند و در این اثناء شماوارد شدید بعد از سلام و تحیت آن بزرگوار خودشان را معرفی فرمود یکی از آن دو بزرگوار حضرت امام حسین ع و دیگری فرزند آن بزرگوار حضرت علی اکبر ع بودند . حضرت ابی عبداللّه الحسین ع دو سیب به شما مرحمت فرمودند و فرمودند یکی برای خودت و دیگری برای فرزندت باشد و پس از دوسال نتیجه این دو سیب را می بیند و شش کلمه با حضرت حجه بن الحسن ع صحبت می کند .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه