کرامات الحسینیه جلد دوم صفحه 72

صفحه 72

روبدرگاه که آرم

یاحسین

دو ماءمور پست

دانشمند محترم آقای احمد امین نقل میکرد که شخص مورد اطمینانی برای من نقل نمود که دو نفر ماءمور پست بمنظور زیارت قبر آقا امام حسین ع تهران را ترک کردند و چون دولت اجازه مسافرت بعتبات مقدسه را بکسی نمی داد ، ناچار از راه قاچاق رفتند ، در بیابان شوره زاری گرفتار شدند و بقدری تشنگی بر آنها فشار آورد که یکی از آنها از تشنگی مُرد و دیگری بفضل خدا از مهلکه خود را نجات داد و تندرست نزد خانوده خود آمد پس از مدتی دوست و همکار خود را در خواب دید که در باغ زیبائی باکمال راحتی بسر میبرد از حال او پرسید ، گفت : خدا را شکر و ستایش میکنم که ببرکت آقا سید الشهداء اباعبداللّه الحسین ع کاملا راحتم ولی عقربی همه روزه پیش من می آید و انگشت ابهام پایم را نیش می زند و بقدری مرا رنج می دهد که نزدیک است جان بدهم ، گفتم ناراحتی تو از برای چیست ؟

گفت بمن خبر داده اند که این ناراحتی برای اینستکه یکروز به خانه فلان دوستم مهمان شدم و ضمن اینکه بادوست خود باقلا میخوردم چاقوی کوچکی از خانه او سرقت نمودم و آنرا در گوشه سمت چپ فلان نقطه خانه ام پنهان ساخته ام از تو انتظار دارم که به خانه من بروی و سلام مرا به همسر و فرزندانم برسانی و از قول من به او بگوئی که چاقو را بتو بدهند و بصاحبش برگردانی و از او برای من طلب بخشش نمائی شاید خداوند از سر خطای من درگذرد .

این شخص

میگوید طبق خوابی که دیده بودم عمل نمودم مرتبه دیگر دوستم را در خواب دیدم که در منتهای راحتی و خوشی است و از من تشکر و سپاسگذاری نمود . (31) چه قبولت افتد ؟ گرکه جان ندهم بپای تو یاحسین

من و زیستن چکنم اگرنشوم فنای تویاحسین

تو چو آفتاب برآمدی ز کران مشرق هستیم

منم آن ستاره که دل نهاده روشنای تو یاحسین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه