کرامات الحسینیه جلد دوم صفحه 76

صفحه 76

زیارت ابی عبداللّه( ع )

مرحوم نوری در دارالسلام جلد یک صفحه دویست و چهل و پنج ازمرحوم طریحی در منتخب روایت نموده از سلیمان اعمش که گفت من در کوفه همسایه ای داشتم که گاهی شبها نزدش می رفتم و با هم صحبت و اختلاط می کردیم ، یک شب در میان صحبت ها اتفاقا صحبت کربلا پیش آمد الکلام یجرالکلام حرف حرف را می آورد . من از او سئوال کردم که عقیده تو درباره زیارت حضرت سید الشهداء آقا ابی عبداللّه الحسین ع چیست ؟

یک وقت گفت : زیارت حسین بدعت است و هر بدعتی گمراهی و ضلالت است و منتهی گمراهی آتش جهنم است

. من خیلی ناراحت و خشمگین شدم و از پیشش برخاستم و باخود گفتم وقتی که سحر شد نزدش می روم و شمه ای از فضائل آقا سید الشهداء ع را برای او نقل می کنم اگر بر عناد و انکارش اصرار ورزید او را میکشم .

سلیمان گفت : وقتی که سحر شد آمدم پشت در خانه اش و دق الباب کردم ، همسرش پشت در آمد شوهرش را خواستم گفت ازاول شب به زیارت آقا سیدالشهداء ع رفته ، تعجب کنان از او خدا حافظی کردم و من هم به طرف کربلا رهسپار شدم گفتم اول زیارتی کرده باشم دوم دوستم را ببینم .

وقتی که وارد حرم مطهر شدم دیدم همسایه ام سر به سجده گذاشته و پیوسته گریه می کند و از خدا طلب استغفار و توبه می کند بعد از مدت زیادی سراز سجده برداشت و مرا دید ، نزدش رفتم دیدم حالش منقلب است ، گفتم ای مرد تو که دیروز می گفتی زیارت حسین بدعت است و هر بدعتی گمراهیست و منتهی گمراهی آتش دوزخست . و امروز می بینم برای زیارت آمده ای ؟ !

گفت : ای سلیمان مرا سرزنش نکن زیرا من قائل به امامت اهلبیت علیهم السلام نبودم تا امشب که خوابم برد خوابی دیدم که به وحشت افتادم . گفتم چه خوابی دیدی ؟ گفت در عالم خواب دیدم مردی جلیل القدر که نمی توانم وصف جمال و جلال و کمالش را بیان کنم دور او را جمعیتی احاطه کرده بودند در جلوی او سواری بود و آن سوار تاجی بر سرداشت وآن تاج دارای چهار

رکن بود و بر هر رکن گوهری درخشان نصب بود که تا مسافت ها راه را روشن مینمود . به یکی از خدمتگزاران آنحضرت گفتم : این آقاکیست ؟ گفت : آقا رسول اللّه ص است . گفتم آنکه در پیش روی اوست کیست ؟ ! گفت آقا امیرالمؤ منین علی ع وصی رسول اللّه ص است بعد نگاه کردم دیدم ناقه ای از نور پیدا شد و بر آن ناقه هودجی از نور بود و ناقه ما بین زمین و آسمان پرواز می کرد . پرسیدم این ناقه از کیست ؟ ! گفت از حضرت خدیجه کبری و فاطمه زهرا سلام اللّه علیهما است پرسیدم این جوان کیست ؟ ! گفت حضرت امام حسین ع است که همه برای زیارت مظلوم کربلا آقا سید الشهداء ابا عبداللّه الحسین ع می روند . متوجه هودجی شدم دیدم نوشته هائی از طرف آن بزمین پخش می شود پرسیدم اینها چیست ؟ گفت در اینها نوشته شده کسانی که شب جمعه به زیارت آقا حسین ع می آیند از آتش جهنم در امان هستند .

من خواستم یکی از آنها را بردارم گفت تو که میگفتی زیارت امام حسین ع بدعت است این نوشته بدست تو نمی رسد مگر اعتقاد به فضیلت و شرافت آن حضرت را پیداکنی با حالت جزع و فزع و گریه و ترس و وحشت از خواب بیدار شدم و در همان ساعت به زیارت حضرت سید الشهداء آقا اباعبداللّه الحسین ع مشرف شده و توبه کردم . ای سلیمان بخدا قسم من از قبر امام حسین ع جدا نمی شوم تا روح از

بدنم جدا شود . (33) ای جان فدای نام تو و جان پاک تو

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه