کرامات الحسینیه جلد دوم صفحه 95

صفحه 95

و بالاخره متوجه شدم که او حضرت بقیه اللّه ارواحنا فداه است ولی وقتی به عقب سر خود نگاه کردم ، احدی را ندیدم و از او اثری نبود .

ای آبروی خلق جهان ز آبروی تو

وی توتیای چشم خرد خاک کوی تو

ما را گذشت عمر بسودای آن خوشیم

کز ما سخن نرفت مگر گفتگوی تو

پژمرده بود گلشن توحید لاجرم

خرم دوباره گشت زخون گلوی تو

کردی بخون دل تو وضو در نماز عشق

جان جهان فدای نماز و وضوی تو

با آرزوی روی تو زینب چو رفت گفت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه