کرامات الحسینیه صفحه 126

صفحه 126

آن غنچه ای که بوی تو دارد بکام خود

آن غنچه را به صد گل خندان نمی دهم

دل در غمت نشسته شها روز و شب همی

این درد و غم به چهچه مستان نمی دهم

خرج روضه خوانی را تاءمین کرد و به آن مقام رسید

مرحوم استاد شیخ عبدالحسین تهرانی رحمه اللّه علیه نقل نمود :

وقتی میرزا نبی خان که یکی ازنزدیکان محمّد شاه قاجار بود وفات کرد(او در حیاتش به فسق و فجور در ظاهر معروف بود) .

شبی در خواب دیدم که گویا در باغها و عمارتهای بهشتی گردش می کند و کسی نیز همراه من است که منازل و قصرها را می شناسد ، پس به جائی رسیدیم ، آن شخص گفت : اینجا منزل (نبی خان ) است و اگر می خواهی خودش را ببینی آنجا نشسته سپس به جائی اشاره کرد .

من متوجه آنجا شده دیدم که او(میرزانبی خان ) در تالاری نشسته است اوچون مرا دید به من اشاره کرد که بیا بالا من نزد او رفتم پس برخاست و سلام کرد و مرا در صدر مجلس نشانید و خودش به همان عادتی که در دنیا داشت نشست ، و من در حال او متفکر بودم .

او به من نگاه کرد و گفت : ای شیخ گویا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه