کرامات الحسینیه صفحه 17

صفحه 17

بگو اهریمنان کربلا را

که این صحرا سلیمانش حسین (ع ) است

مؤ ید را چه غم باشد بمحشر

که پوزش خواه عصیانش حسین (ع ) است

درخت خون می گرید

جناب آقای حجه الاسلام و المسلمین شیخ علی موحد نقل فرمود :

در ایام عاشورا بقصد ترویج و نشر احکام دین بسمت لارستان رفته بودم در این چند روزیکه در فداغ رودشت اقامت داشتم روز تاسوعا چند نفر خبر آوردند که شب گذشته از درخت سدری که در چهار فرسخی اینجا است نوری شبیه ماهتاب ظاهر شد جمعی از اهالی محل برای مشاهده آن درخت رفتند .

فردا یعنی روز عاشورا خبر آوردند که شب گذشته نوری ظاهر نشد لکن طرف صبح قطرات خون از آن درخت بر زمین می ریخت و قطعه کاغذی که چند قطره خون از آن درخت بر آن ریخته بود همراه آورده بودند .

جماعتی از سنّیهای آن محل پس از مشاهده آن

خون مشغول لعن بر یزید و قاتلین امام حسین (ع ) شده و با شیعیان در اقامه عزای آن بزرگوار شرکت نمودند . (3) هرجا که روی عزا و ماتم برپاست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه