کرامات الحسینیه صفحه 179

صفحه 179

حرم چه می کند و مرا رسوا نموده و من استدعا می کنم شما از خدا بخواهید که این لقب باب الحوائجی را از من بردارد زیرا این زن آبروی مرا برده .

حضرت سکوت نمودند سپس به نزد حضرت امیرالمؤ منین (ع ) رفت و شکایت نمود حضرت سکوت فرمودند سپس نزد حضرت زهراء (علیهاالسلام ) رفت خلاصه همگی فرمودند : ما در برابر مشیت خدا هیچ گونه اقدامی نمی توانیم بکنیم .

بالاخره حضرت اباالفضل (ع ) نزد پیغمبر (ص ) رفت با چشم گریان التماس کنان تقاضا کرد که در شما از خدا بخواهید این لقب باب الحوائجی را از من بردارد زیرا این زن مرا رسوا کرده .

حضرت سکوت فرمود و همان جواب را داد که در این وقت حضرت اباالفضل (ع ) گریان و انوار مقدسه هم محزون یک مرتبه خطاب رسید به ملک الموت که روح این طفل را برگردان به واسطه قرب و منزلت قمربنی هاشم ((ع )) به درگاه ما .

در آن حال روح من به بدنم برگشت و احساس کردم که هیچ گونه کسالتی ندارم . (65) دوست دارم شمع باشم تا که خود تنها بسوزم

بر سر بالینت از غم فردا بسوزم

دوست دارم هاله باشم تا ببوسم روی ماهت

یا شوم پروانه ازشوق تو بی پروا بسوزم

دوست دارم ماه باشم تا سحر بیدار باشم

تا چو مشعل بر سر راهت در این صحرا بسوزم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه