کرامات الحسینیه صفحه 242

صفحه 242

بعد چگونگی حال را پرسیدم آنشخص همسایه اهل علم گفت : بعد آنکه از تو ماءیوس شدم به منزلت برگشتم و مصلحت دیدم که او را برداریم و غسل دهیم و کفن کنیم و دفن نمائیم لهذا او را در خارج از شهر به غسالخانه بردیم و برهنه کردیم و همینکه کاسه را پر از آب کردم و بر رویش ریختم ناگهان دیدم پرهای بینیش حرکت می کند گویا کسی آنرا میمالد سپس سر خود را حرکت داده و عطسه کرد و نشست و مانند کسی که از خواب

بیدار شود بلند شد نشست ماهم لباسش را بتنش کرده و به حرم آوردیم . (1) وادی رحمت به کربلای حسین است

کرببلا خانه خدای حسین است

پیکر اسلام را حیات حسین است

دائره گردان کائنات حسین است

قائم قد قامت الصلاه حسین است

خوبترین کشتی نجات حسین است

باغ جهان رابهار عشق حسین است

دشت بلا را سوار عشق حسین است

نابغه روزگار عشق حسین است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه